روند توسعه نقاشی رنگ روغن سه دوره کلاسیک، نوتریک و مدرن را طی کرده است. نقاشیهای رنگ روغن در دورههای مختلف تحت کنترل اندیشهها و تکنیکهای هنری روزگار بوده و جلوههای متفاوتی را ارائه میدهند. مقدمه ای کوتاه بر تاریخچه توسعه نقاشی رنگ روغن غربی:
1. این به آغاز تاریخ نقاشی رنگ روغن برمی گردد.
در واقع، سلف نقاشی رنگ روغن، مزاج در نقاشی اروپایی قبل از قرن پانزدهم بود. بعدها هنرمندی به نام نقاش هلندی یان ون ایک (Jan Van Eyck) ظاهر شد. پس از بهبود این نقاشی مزاج، او را به پیش بردند و نسل های بعدی به دلیل سهم بی نظیرش او را "پدر نقاشی رنگ روغن" نامیدند.
2. دوره کلاسیک اولیه (رنسانس اروپایی)
در طول رنسانس اروپا در قرن پانزدهم، ایده های انسان گرایانه با انگیزه انتقاد از دین بود. به منظور خلاص شدن از شر یک آفرینش واحد بر اساس کلاسیک های مسیحی، بسیاری از نقاشان مشهور شروع به مشاهده و به تصویر کشیدن مستقیم شخصیت ها، مناظر و اشیاء زندگی در آن زمان کردند. ، منجر به این واقعیت می شود که آثار با مضامین دینی حاوی عوامل آشکار واقع گرایانه و سکولار هستند.
رنگ روغن به تدریج به روش اصلی نقاشی در تاریخ نقاشی غرب تبدیل شده است. با پیشرفت زمان، رنگ روغن به تدریج تبدیل به زندگی شده است. در حدود سال 1504، لئوناردو مونالیزا را خلق کرد، نقاشان این دوران مفاهیم هنری یونان و روم باستان را به ارث بردند. آنها نه تنها به شرح واقعه یا واقعیت خاصی توجه داشتند، بلکه علت و معلول آن واقعه یا واقعیت را نیز آشکار کردند. بنابراین، هنر تمرکز بر تصور طرح های معمولی و شکل دادن به تصاویر معمولی شکل گرفت. در عین حال، این هنرمند به کاربرد آناتومی و پرسپکتیو در نقاشی و نقش توزیع نور و سایه در تصویر نیز پرداخت. لبخند مرموزی که باعث شد مردم مجبور شوند لئوناردو را تحسین کنند.خلقت نابغه
3. اواخر دوره کلاسیک.
در قرن هفدهم، برخی از نقاشیهای رنگ روغن با استفاده از تضاد رنگهای سرد و گرم، تضاد شدت روشنایی و تاریکی و تضاد ضخامت برای ایجاد درک نور شروع به تأکید بر درک نور از نقاشیهای رنگ روغن کردند و فضایی دراماتیک از تصویر را شکل دادند.
رامبراند نقاش هلندی نیز در نقاشی های خود از ادراک نور به عنوان وسیله ای برای بیان وضعیت روانی افراد استفاده می کرد. در پرتره های زیاد او، شخصیت ها در سایه یک منطقه بزرگ قرار دارند، فقط صورت و دست هایی که بیانگر بیان هستند. بخش مهم روشنایی واضح را نشان می دهد.
کاراواجو، نقاش ایتالیایی، در نقاشی های رنگ روغن قبلی خود، جلوه ی منظم و هماهنگ نور را شکست. او کنتراست نور و تاریکی را در تصویر تقویت کرد. او اغلب از قسمت تاریک بزرگ صفحه پسزمینه تصویر برای نشان دادن چهرههای روشن در پیشزمینه استفاده میکرد که باعث میشد مردم نور خیرهکننده نقاشی را احساس کنند.










